عاشقانه های ترکی

آنا دیلیم منیم سئوگیمدیر

سلاملار

 

عزیز دیلداشلاروم اوماریم کی منی 

 

 غایب اولماکیمیچین عف ائدرسینیز

 

بو زامانلاردا گلیب  اویو ورمانیزیچین منتداریم

 

هرکسه بیر قوجاق دولوسو تشکرلر

 

 

 

 

هامینیزی چوک سئویوروم

نوشته شده در پنجشنبه دوم مرداد 1393ساعت 2:53 توسط سمیرا| |

الله هر کسه منیم کیمی گوزل سئوگی
 
ورسین
 
 
 
منیم سئوگیلیم   ..............      
 
 
 
س ن ی  چ و ک س ئ و ی ی و ر و م
نوشته شده در پنجشنبه دوم مرداد 1393ساعت 2:46 توسط سمیرا| |

سکوت ، شهر را فــــــــــــــرا میگیرد

دلهـــــــــــــــــــره مرا...

وقتی که نوای رفتن ساز میکنی

نوشته شده در شنبه پنجم مرداد 1392ساعت 13:0 توسط سمیرا| |

فراخوان ششمین دوره جشنواره غیر‌دولتی «آنامین یایلیغی»

« شعر؛ و داستان کوتاه ترکی، ویژه بانوان»



برای کسب اطلاعات بیشتر لطفا به این آدرس مراجعه کنید.



http://www.e-yayliq.blogfa.com

نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1392ساعت 12:43 توسط سمیرا| |

آنامین آغ اوزون، گؤرماغیم گلدی

آنامین دیزینه باشیمی قویوب

دونیانین فیکرینی، آتماغیم گلدی

یئرین آلت قاتیندا انون یانیندا

هئچ اولمازسا بیرآن، یاتماغیم گلدی

او گئدن یوللارین ، ایین قوخلاییب

او اوچان یئرلره ، اوچماغیم گلدی

فیکریمه گلدیقجا آیریلیق گونو

بولود تک چاخنایب، یاغماغیم گلدی

او یاتان مزار دا انون یانیندا

حیاتدان آیریلیب اؤلماغیم گلدی



آنالار گونو قوتلو اولسون

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392ساعت 11:47 توسط سمیرا| |


Kalbimdeki aşka, dudaklarımdaki gülüşe,

 akan gözyaşlarıma, yalnızca sen layıksın…

Çünkü benim için çok özelsin aşkım...

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی 1391ساعت 23:55 توسط سمیرا| |



دوست خوبم

دعامیکنم که هیچگاه چشمهای زیبای تورا

درانحصارقطره های اشک نبینم

دعامی کنم که لبانت رافقط درغنچه های لبخندببینم

دعامیکنم دستانت که وسعت آسمان وپاکی دریاوبوی بها راداردهمیشه ازحرارت عشق گرم باشد

من برایت دعامیکنم که گل های وجودنازنینت هیچگاه پژمرده نشوند

برای شاپرک های باغچه خانه ات دعامیکنم

که بالهایشان هرگز محتاج مرهم نباشند

من برای خورشیدآسمان زندگیت دعامیکنم که هیچگاه غروب نکند
نوشته شده در دوشنبه یکم آبان 1391ساعت 13:40 توسط سمیرا| |

سلامتی اون دختری که گرمای دست دوس پسر پیاده شو با گرمای بخاری ماشین ی بچه پولدار عوض نمیکنه!

 

بهار هم که نباشد....

من به مهربانی تو از شکوفه لبریزم!

 

آسمونی رو دوست دارم که بارونش فقط واسه شستن غمهای تو بباره!

 

به گمانم یادت پنجره ی احساسم را میکوبد چرا که در دلم هوای دلتنگی پیداس!

 

بالاتر از عشق عادت است، هیچ موقع کسی که بهت عادت کرده رو رها نکن!

 

برای تو مردن بهانه نمی خواهد....

وقت نبودنت خود مرگی است برای خودش!

 

کسی چه میداند امروز چند بار فرو ریختم از دیدن کسی که فقط لباسش شبیه تو بود!

 

مگر با باد نسبتی داری؟

چقدر شبیه تو یک لحظه آمد پیچاند و رفت!

 

هزار کلمه بر جای خالیت ریختم اما پر نشد...

به گمانم از جنس بی نهایتی!

 

در خیال دیگری میرفت و من چه عاشقانه کاسه آب پشت سرش می ریختم!

 

اینجا سرزمین واژگان واژگون است...

جایی که گنج،جنگ میشود

درمان،نامرد میشود

قهقه، هق هق میشود

اما دزد همان دزد است و درد همان درد....

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مهر 1391ساعت 21:33 توسط سمیرا| |

سلام

دوستای گلم از همه بابت نبودم عذر میخوام

راسش دارم با نبود مادرم خو میگیرم

آخه ی یک هفته ای میشه که سپردمش دست خدا

میدونم که دیگه واژه ی مادر برام غریب میشه اما بیشتر از هر زمانی معنا میگیره

امیدوارم سایه ی پر مهر مادرای شما همیشه بر سرتون مستدام باشه

وبتونم در آینده ای نزدیک محبت تک تکتونو جبران کنم

 

 

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم تیر 1391ساعت 9:2 توسط سمیرا| |

بایرامینیز کوتلو اولسون دیرلی دیل داشلاروم.....


هر گونیز بایرام اولسون....

نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر 1391ساعت 12:8 توسط سمیرا| |

Design By : Mihantheme